آداب ورسوم

«عروس گوله»


نمایش عروس گوله ریشه در سنتهای نمایشی اسطورهای کهن مربوط به آغاز بهار دارد که در آن نمادهای سال کهنه و نو با هم به ستیز بر می خیزند.

«عروس گوله» بیشترین نقش را در شکل گیلانی روایت پیش آهنگان بهار موسوم به عمو نوروز بر عهده دارد.

عروس گوله (غول) کلاهی از کلش بر سر می نهد، زنگ و زنگوله هایی به خود می آویزد و چماقی هم به دست می گیرد.«پیربابو» نیز خود را به هیئت پیرمردی می آراید و نقش «نازخانم» را هم یکی از جوانان که لباس زنانه می پوشد، بازی می کرد.

موضوع نمایش، دعوای غول و پیربابو بر سر نازخانم است که سرانجام قرار می شود کشتی بگیرند و غول پیروز می شود و همراه نازخانم رقص کنان بازی را به پایان می برد.

گروه شبها حرکت می کنند و در هر خانه که بازی می کنند از صاحبخانه هدایی چون برنج، تخم مرغ و شیرینی و گاهی پول دریافت می نمایند.

بازیگران اصلی عروس، داماد، غول، پیر بابو، خواننده و کوله بارچی هستند و تعداد آنها گاهی به سه نفر هم می رسد.

همراهان آنها نیز با پایکوبی، دست زدن واگیر کردن به جشن عروس گوله نشاط دادن می دهند و شخصی هم سبدی را حمل می کند و تخم مرغها را از صاحب خانه گرفته و در آن قرار می دهد.

غول تمثیلی از زشتیها و بدیها است و عروس نماد اخلاق و خوبیها، پاسدار نیکی ها و پند و نصیحت راستی و چگونه خوب زیستن را به عروس گوله نشان می دهد.

غول در را می زند و صاحب خانه را می خواهد که از خانه بیرون بیاید و پس از رد و بدل شدن صحتهایی می گوید:

ای خانخواه بیرون بیه تی سگ مره گیره، یکی زنم میره/ ای خانخواه بیرون بیه عروس گوله بیاردیم/ جان دله بیاردیم خانخواه تره نیردیم تی پسر بیاردیم/ از راه دور بیاردیم چه ظرف زور بیاردیم / خانخواه تره نیاردیم تی پسر بیاردیم / آهای پیربابو تی افسار کهنه وابو، تی پالون پیربابو / تی جوه چرکم بو عروس گوله بیاردیم جان دل بیاردیم.

پیر بابو نیز در جواب می گوید: غول ببین غول کمر بجیر توله کمر بجور نقره

و غول پاسخ می دهد: عروس میشه می جان شه می دلشه سیاه کشمشه / زحمت بکشه آهای پیربابو تی ریش سفیدابو / عروس گوله بیاردیم جان دله بیاردیم / خانخواه تره نیاردیم تی پسر بیاردیم/ غلام بما غلام پیر غلام بما شمی محله چربمه برای حاجتر بمه

غلام می گوید: غلام دروغ گونه، غلط کنه عروس میشه سیا کشمشه.

دعوا غول و غلام با کچک شروع می شود بعد از مدتی همه با هم می گویند:

عروس گوله همینه ببینین چه نازنینه / عروس گوله بیاردیم جان دله بیاردیم/ عروس شب بیاردیم بی چادر شب بیاردیم/ خانخواه تره نیاردیم تی پسر بیاردیم/ آهای پیر بابو تی کاره وه چه وابو تی ریشه سفیدابو/ عروس کی شه پیر بابو شه پیر بابو زحمت بکشه / ای غولک شیرازی یه قدری بکن بازی تا خانخواه ببو راضی/ حمام بزار بیاردیم چه ظرف زور بیاردیم / عروس گوله همینه عروس نازنینه عروس بهار چینه / ای پیربابو تی افسار کهنه وابو زمستانم بهارابو/ عروس گوله بیاردیم جان دله بیاردیم خانخواه تره نیاردیم تی پسر بیاردیم /عروس گوله همینه ببین چه نازنینه .

🌷کانال دوست داران رودسر🌷

رسم پازدن خانه در سال نو  


خوشبختانه بر خلاف بسیاری از مراسمی که در گذشته در اشکور انجام میشده ولی متاسفانه این روزها دیگر انجام نمیشود، مراسم پازدن خانه (خونه دوموتون) همچنان به سبک قدیم انجام میگیرد.

در زیر خلاصه ای از اجرای این مراسم و باورهایی که در این زمینه وجود دارد بهمراه چنین باورهایی که در جهان وجود دارد و در روز اول سال انجام میشود آورده شده است،

رسم پا زدن بر اين است كه يك نفر از افراد روستا و يا خانواده (در بعضی موارد افراد خردسال) كه به اصطلاح پا قدم خوبي دارد دقايقي قبل از سال تحويل به بيرون از منزل رفته و يا حتي شب قبل در منزل همسايه مي خوابد تا پس از تحويل سال در حاليكه در يك دست سيني حاوي قران مجيد و در دست ديگرپارچ يا ظرف حاوي آب زلال دارد ابتدا با  پاي راست خود وارد درب اصلي منزل شده و مقداري آب در گوشه هاي در ميريزد.سپس به تك تك اتاقهاي خانه رفته و همين عمل را تكرار مينمايد و در اخر هم صاحب خانه به او عيدي مي دهد و با اين عمل اعضاي خانواده آرزو  دارند كه تا پايان سال اتفاقات خوشي براي خانواده اتفاق بيافتد و در صورتيكه اتفاق بدي براي خانواده در طول سال بيافتد در سال بعد فردي كه منزل را درسال تحويل پا زده است را براي پا زدن خانه استفاده نميكنند.

در بریتانیا و بویژه در اسکاتلند در روز اول سال نو رسم و باور بر این است که اولین کسی که وارد خانه میشود خوشی و سعادت را به اعضای آن خانه در طول سال می اورد بویژه اگر آن شخص دارای موهای مشکی باشد.

آن شخص (فیرست فوتینگ) میتواند با خودش نمادهای خوبی و سعادت مثل سکه یا پول که نماد پول و ثروت ، نان (نماد وجود غذای کافی در خانه)، مقداری نمک(نماد چاشنی و خوشی در زندگی)، زغال(نماد گرمی و صمیمیت اعضای خانواده) و یک چیز سبز (نماد طول عمر)را برای آن خانه ببرد.


همچنان که سنت پا زدن خانه در اشکور با تغییرات کمی در بخش های مختلف اشکور انجام میشود بنابراین سنت فیرست فوتینگ هم با تغییراتی در هر یک از مناطق این کشورها انجام میشود. آنچه اینجا اوردیم خلاصه ای از این مراسم بود که انجام میشد و ممکن است در بعضی از ناحیه ها فرق کند ولی اصول همگی آنها یکی است و آن هم آرزوی سعادت و نیکی برای آن خانه و اعضای آن خانه در طول سال میباشد. 
🌹🌹🌹🌹🌹🌹

همچنین قابل ذکر است که شبیه همچین مراسم و سنتی در یونان و گرجستان رسم هست که اولین کسی که در سال نو وارد خانه میشود نیکی و سعادت با خودش میاورد.

آنچه در اینجا بیان نمودیم نمونه ای از مراسمی بود که در سال نو انجام میشود که تا حدودی اصول انها شبیه به هم میباشد و از ویژگیهای بارز همگی آن مراسمات آرزوی سعادت و خوشی است.


در پایان هم این نکته قابل ذکر است  که فطرت همه انسانها بر این اصل استوار است که انسانها به طور ذاتی به نیکی و سعادت و انسانیت علاقه مندند و از شر و بدی گریزانند.

باشد که توانسته باشیم گوشه ای از فرهنگ و سنت غنی مردمان اشکور را معرفی کرده باشیم.
 
راستی شمه خانه کی پازنه...

نویسنده و پژوهش از کانون فرهنگی شهدای اشکور روستای گره گوابر- رسول حسن خانی گوابری

آیین عقد و عروسی

در میان مردم منطقه رسمی است که بعد از انتخاب دختر توسط پسر و مشورت با بزرگان ، چند نفر از ریش سفیدان روستا را جهت مراسم خواستگاری به خانه دختر روانه می کنند . پس از گرفتن جواب دو خانواده یک روز را برای برگزاری مراسم عقدکنان تعیین می کنند که این مراسم در خانه عروس برگزار می شود . در این میان آنچه را برای این مراسم خریداری شده نظیر کفش و لباس عروس ، شیرینی ، کله قند ، عسل ، نبات و روغن و . . . را بار چند قاطر کرده و با ساز و نقاره روانه خانه دختر می کنند . پس از انجام مراسم عقد ، جشن شیرینی خوران برگزار می شود که ممکن است در همان روز یا فردا یا چند روز دیگر باشد . این جشن نیز در خانه عروس برگزار می شود .

خانواده عروس بعد از این جشن بهانه ای می یابند تا به هر شکل ممکن ماندن داماد را در خانه خود فراهم نمایند . برای همین کفش وی را در جایی پنهان کرده و او مجبور می شود که شب را در خانه عروس بگذراند و از این طریق پایش به خانه نامزد تازه اش باز می شود . لازم به ذکر است که هنوز هم در میان برخی از مناطق ، تعصبات بدی حاکم است که عقیده دارند تا زمانی که مراسم عروسی برگزار نشده داماد حق هیچ گونه رفت و آمدی به خانه عروس نمی تواند داشته باشد و این کار را لطمه ای بر آبرو و عزت خانواده خویش به شمار می آورند . در مورد مراسم عروسی نکته حائز اهمیت این است که خانواده دختر و پسر یک روز از روزهای تابستان را که بیشتر بومیان در منطقه به سر می بند برای روز عروسی تعیین می کنند که مراسم خاص خودش را دارد . ابتدا غذا و پس از آ« چای صرف می شود سپس روستاییان هدیه ای را به صورت نقدی به منظور کمک به صاحب عروسی و نیز به پاس تشکر از زحمات وی در انجام این مراسم با عنوان  رونما تقدیم می کنند . آنگاه در روز عروسی در میدان روستا یا جائیکه دارای دشت وسیعی است مراسم کشتی محلی برگزار می شود و پهلوانان روستاهای اطراف با همدیگر به رقابت پرداخته و قدرت نمایی می کنند . و گاهی نیز مشاهده می شود که دو یا سه روستا به جهت نزدیکی به هم در یک طرف با روستاهای همجوار دیگر به رقابت می پردازند . در این میان فاتحان این نبرد در میان میدان می چرخند و مردم نیز به خاطر این پهلوانی شان مبلغی را به عنوان هدیه تقدیم آنان می کنند . البته در میان بعضی از روستاهای منطقه در عصر روز عروسی مراسم ورزا جنگ نیز برگزار می شود .

مراسم حنابندان

حنا بستن نشانه شادی است . این رسم در منطقه معمولاً شب قبل از عروسی برگزار می شود . در بجا آوردن این رسم کسی پشت سر داماد می ایستد و اشعار حناسری را با آهنگ مخصوصی می خواند . نمونه ای از اشعار حنا سری به شرح ذیل است :

ابتدا ز کوری چشم عزازیل رجیم                 می گشایم لب زبسم الله رحمان رحیم

اول به تو ای مرشد فرزانه سـلام                من بعد به سـاکنان این خـانه سـلام

چنانم رخصتم دادی که بردستت حنابندم       به دل گفتم که یا رب موسم گل چیدن است امشب

چه خوش بینم حنا را در میان مجمع زرین     یقین دانم حنابندان آن سیمین تن است امشب

 

ورزاجنگ varza jang

ورزا در گویش گیلکی گالشی به گاو نر گفته می شود .در مناطق اشکورات رحیم آبادبرای شخم زمین کشاورزی همیشه از گاونر اخته شده استفاده می شد و ورزای جنگی یا کل ورزه تنها برای جنگ انداختن وجفت گیری مورد استفاده قرار می گرفت .برای همین منظور گوساله های نر را از همان ابتدا برای جنگیدن پرورش می دادند . ورزاداران عموما از مالکان ومتنفذان  محلی  ویا از خرده مالکان و روستائیان مرفه بودند. ورزاداری از نظر این افراد از نشانه های تمایز طبقاتی ومعرف ثروت و تمکن واقتدار وتوفق اجتماعی آنا محسوب می شد . در گذشته رسم ورزا جنگ در مجلس عروسی نیز برپا می شد . زمان برگزاری این رسم همیشه وابسته به دو عامل یکی کار وفعالیت کشاورزی  ودیگری روزها وماه های ویژه بود وتمامی مراسمی این چنینی بعداز برداشت محصول ودر ماه شهریور بود در حال حاضر این رسم زیبای سنتی کم رنگ شده ودرحال از بین رفتن است .

دندان فشان

 وقتی که دندان کودک  به اصطلاح نیش  زد برای او برای این دندان درآوردن در مناطق مختلف رحیم آباد مجلس مهمانی برگزار می کردند . در این مهمانی دانه هایی مانند گندم ، برنج، نخود ، لوبیا ، عدس و.. را به صورت آش می پزند وهم برای مهمان ها سرومی کنند وهم برای پخش به محله اطراف منزل آماده می کنند در خانه جشن برپا می کنند وبعضی افراد خوش ذوق در داخل کاسه  برای کودک پستو می فرستند .این روز برای پدرومادر ازروزهای خوش وبه یادماندنی می باشد .

 

خورده تابه khorde tabe

این رسم دربسیاری از مناطق رحیم آباد به ویژه نقاط جلگه ای و جنگلی در گذشته اجرامی شد بدین ترتیب که کودکان یک نفر را ازمیان خود به عنوان پیر بابو انتخاب می کنند و چند نفردیگر نیز به خود جاروی کهنه ،نمد پاره یا حصیر پاره می آویزند وبه سروصورت خود زغال مالیده وهرکدام یک چوبدستی به دست می گیرند  وبردر خانه ها می روند واین شعرها را به منظور بند آمدن باران با صدای بلند میخواندند:

  خدایا خوردتابه خوردتابه /   هوا آفتاو بتابه /   زمین وسنگ بتاوه/

امه واش کو بپیسه  / امه حاصیل بپیسه  / امه حصیربپیسه  / امه گولش بپیسه .

وهمه دو مصرع اول و دوم را دم می گرفتند . بچه ها نیز ضمن خواندن اشعاربالا  چوبهایشان رابه زمین می

 

کوبند صاحب خانه آتشی به سوی آنها پرتاب می کند  وآنها آتش را با ضربه چوبهایشان خاموش می کنند  وبرنج وتخم مرغ و... ازصاحبخانه گرفته وبه خانه دیگر می روند و از خداوند برای باران های پیاپی و پوسیدن وسایل شان طلب آفتاب می کنند. 

شیلان کشی sheilan keshi

مراسمی است که در موقع خشکسالی یا زمانی که باران مداوم ی ببارد برگزارمی گردد برای انجام این مراسم روستائیان پس از صرف ناهار که از طرف زنان روستا تدارک دیده می شود به مسجد برده می شود ودر پایان سخنرانی روحانی روستا به منظور طلب باران یا آفتاب به نماز می ایستند وبرای آمدن باران یا تابیدن آفتاب به دعا ومناجات مشغول می گردنددر فصول بهار وتابستان برگزار می شود.

مراسم علم دبوسی alam dabosi

این مراسم بیشتر در نقاط کوهستانی برگزار می شود .که در شب هفتم محرم عزاداران حسینی طی مراسم سینه زنی و نوحه خوانی پارچه های سبز وسیاه و رنگهای دیگر را به دورعلم می بندندو با این عمل جوانمردی علمدار کربلا رادوباره زنده می کنندودر این شب تا پاسی از شب به عزاداری می پردازند. در هنگام بستن پارچه ها به دور علم معمولا نوحه زیر راکه از دیوان طلوعی گیلانی می باشد می خوانند:

ازداغ توعباس شکسته کمرمن      از غربت توپاره چو تن شد جگرمن

برخیز علم گیر که من چاره ندارم   بخشای که دستی به تن پاره ندارم ...

 

مراسم علم واچینی alam vachini

این مراسم در ظهر عاشورا اجرا می شود وهمان طور که علم ها را بسته بودندبه همان شکل یکی یکی جدا می کنند وبدین شکل تنهایی وبی کسی امام حسین را با از دست دادن علمدار خود تداعی می کنند. به دلیل تغییر در نوع زندگی روستائیان این مراسم امروزه در عاشورا انجام نمی گیرد وبیشتر به فصل  تابستان موکول کرده اند و معمولا روستائیان مهاجر در هر پست ومقام به هر صورت ممکن به روستا می آیند تادر مراسم علم واچینی حضور داشته باشند .  وتنها در یکی دو روستا در سوم امام حسین برگزار می کنند ولی دربقیه روستاها به فصل تابستان موکول می شود . پارچه ها رابه عنوان نذر برمی دارند .اشعاری نیز در هنگام باز کردن علم می خوانند که البته در هردومراسم باناله وزاری و شیون حاضران توام می باشد. در این مراسم نیز اشعاری از طلوعی گیلانی(مدفون دررحیم آباد جنب مسجد) می خوانندبدین مضمون :

بی کسم ببین برادرخیز از زمین ابوالفضل    چشم پرزخون نما باز غربتم ببین ابوالفضل

قدنماعلم علم گیر کزالم دلم تپان شد           شیردل برادرمن روز روز روبهان شد....

گزارش تصویری

حمایت از ما